مؤلف مجهول
129
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
نشد ، خاصه در تخت . همچون كيغاتو خان هست . به خون درويشان خود درميا . در ميان رفتن و آمدن ، قلعه را باز باهل تسليم كردند . فتح كواله در بيست [ و ] نهم ماه محرم « 1 » سنهء اثنى و تسعين و ستمايه . از دريافرنگان خروج كرده علائيه را ستدند . باز پسران قرامان از دست فرنگ ستذند . هم درين سال بوذ سلطان شام قلعت الروم را [ گ 43 ب ] ستد . قتلى عظيم كرد ، و در ولايت روم قطع راههآ شد ، و فتنه و آشوب پيذا شذ . هر شب خانهاى [ خانههاى ] مسلمانان را فرو مىگرفتند . خلق را در عذاب مىداشتند . ناگاه از عنآيت الهى جمال الدين حاكم قونيه از پيش كيغاتو خان آمذ . در مدرسهء نظآميه اعيان حاضر شذه يرلغهاى كيغاتو را خوآندند . غوغا ساكن شذ . بعد از روزى چند خبر آمذ كه طشتمور نايب كيغاتو با مستوفى و سلطان مسعود مىآيند . حكايت چنان بود كه ملك برادر سلطان از سلطان خشم گرفته عصيان كرده بقلعهء بورغلو « 2 » در آمذه با اميران قسطمونيه هم سخن شذه كردوانكرد ولايت را زحمت ميداد . چون اين اميران كه جمال الدين حاكم و مستوفى و طشتمور از پيش كيغاتو نزد سلطان مسعود آمذند سلطان از ملك شكايت كرد كه از ما روى گردانيد فضولها مىكند . طشتمور هر چند كه مغل بود ولى فتان بسياردان بوذ . گفت غير از من كسى ديگر او را ازان قلعه نمىتوآند بدرآوردن . ولى به آن قول كه حضرت سلطان نيز هم باشد . جمال الدين را بقونيه فرستآدند . خوذشان بقلعه بورغلو رفتند . مستوفى اندرون قلعه رفته بسخنهاى شيرين استمالت داذه مبالغ چيزى انعام كرده ملك را بدر آوردند . بسلطان معانقه كرده ستدند . بقيصريه رفتند . طشتمور روم را بقباله گرفته عزم قونيه كرد . در حال كه درآمذ ، عراصات پيذا كرد . آتش بارانيد . شور پيدا كرد .
--> ( 1 ) . اصل : ماه بيست و نهم محرم سنهء . ( 2 ) . بورغلو يا بورلو : در زمان سلجوقيان بنا به گفته ابن بىبى مقر دولت شهر بروغلو بود كه با اولو برلو ( در مغرب درياچهء اگريدور ) يعنى همان سوز و پليس يا اپولونياى يونانى مطابق مىشود . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 161 .